تحولات منطقه

«دلتنگی/ دارد از چشم‌هایم بیرون می‌‎زند/ حتی از انگشت‌هایم/که هی بی‌بهانه/ شماره‌ات را اشتباه می‌‎گیرند»*

زمان مطالعه: ۱ دقیقه

شعر محل بازنمایی واقعیت‌ها و پدیده‌های جهان نیست بلکه محل بازآفرینی آن‌هاست و بازآفرینی مستلزم دخالت شاعر در جهان دورن و بیرون اوست. حتی واقع گراترین شعرها نمی‌‎توانند از این دخالت شاعرانه مصون باشند. درغیر این صورت متن گزارشی ساده، منظوم یا منثور از جهان واقعی و فاقد ارزش هنری خواهد بود.

به این ترتیب می‌‎توان گفت شعر محل بروز عواطف و احساسات خام انسانی نیست بلکه این عواطف و احساسات باید دوباره در فرمی‌‎ تازه خلق شود و به اجرا درآید.

«مهناز خسروآبادی» قصد بیان دلتنگی‌اش را دارد اما می‌‎داند بیان شاعرانه نمی‌‎تواند مساوی با صراحت و عریانی معنا باشد. پس دلتنگی را از چشم‌ها جاری می‌‎کند و حتی شاعرانه تر از انگشت‌هایش بر شماره‌گیر تلفن جاری می‌‎سازد.«خسروآبادی» لایه معنایی زیرین تری هم در شعر خود تعبیه کرده است و آن اضطراب و نگرایی راوی است. همچنین دودلی و تردیدی که در اشتباه گرفتن شماره، کدگذاری شده است. آیا راوی ناخودآگاه در شماره‌گیری اشتباه می‌‎کند یا در نیمه راه شماره‌گیری به عمد اشتباه می‌‎کند؟

این امکانات که موجب توسعه معنایی شعر می‌‎شود، درواقع حاصل گریز از احساساتی نوشتن و تمایل به حسی نویسی است.«مهناز خسروآبادی» حداقل در این شعر احساساتی نشده است، خوشبختانه!

*کلاغی در دهانم لانه می‌‎گذارد/ مهناز خسروآبادی/فصل پنجم/ ۱۳۹۶/ صفحه ۵۸.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha